مصاحبه با ليلا فروهر:از کودکی و سینما تا لس آنجلس و خوانندگی
در یک خانواده اهل هنر پرورش یافته، از پنج سالگی وارد دنیای سینما و فیلم شده و تا سال ۱۳۵۸ خورشیدی در ۴۵ فیلم ایرانی نقش‌آفرینی کرده ، از ۱۴ سالگی اما به خوانندگی روی آورد و هفت سال پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده و تا کنون بیش از ۲۰ آلبوم موسیقی به علاقمندان خود ارائه کرده است.
در موسیقی پاپ ایرانی جاری است، به زبان‌ها و گویش‌های گوناگون می‌خواند، مادرش فرنگیس فرحزادی و پدرش زنده یاد «جهانگیر فروهر» است که هر دو از بازیگران تئاتر و سینمای ایران هستند:
خانم لیلا فروهر، شما پس از پشت سر گذاشتن دو کنسرت خودتان در مالزی و باکو و کنسرت دیگرتان در شهر هامبورگ، اکنون دارید خودتان را برای کنسرت شهر اوبرهاوزن آماده می‌کنید. در آغاز نوروز را به شما شادباش می‌گویم.
لیلا فروهر: متشکرم ، من هم نوروز را به شما و همه هموطنان خوبم در سراسر جهان تبریک می‌گویم.
اگر موافق باشید در ابتدا مروری بر فعالیت‌های هنری شما در سال گذشته و بعدهم نیم‌نگاهی به چشم‌انداز و دورنمای کارهای هنریتان در سال جدید داشته باشیم ؟
بله، این روزهای ایام نوروز تقریبا ما هر شب کنسرت داشتیم . امسال کلا سال بسیار شلوغی بود. سال قبل هم که مشغول آماده سازی آلبوم «ماه من» و تهیه ویدیوهای آن بودم . در ماه نوامبر هم یک کنسرت خیلی بزرگ در سالن کداک در لس آنجلس داشتم –همان سالنی که هر ساله مراسم اسکار درآنجا اجرا می‌شود- پس از آن سفرهایی به اروپا ، دبی و باکو داشتم و الان هم که در خدمت هموطنانمان در آلمان هستیم.
شما سالها است که در شهر لس آنجلس آمریکا زندگی می‌کنید. فضای هنری در این شهر با توجه به شمار فراوان ایرانیان، چگونه است؟ آیا این فضا رضایت‌بخش است؟
راستش من فکر می‌کنم هیچ کجا مملکت خود آدم نمی‌شود . آن عشقی که مردم وطن به هنرمندانش هدیه می‌کند خیلی متفاوت است . به هر حال ما در گذشته رادیو و تلویزیون فعال خودمان را داشتیم . از ما پشتیبانی می‌شد . ویدیوهای ما پخش می‌شد . آهنگ‌های جدیدمان از رادیو مملکت خودمان پخش می‌شد . اما به هر حال الان در یک کشور غریب هستیم . هر چند که مملکت میزبان ما از نظر فرهنگی، اجتماعی و توجه به موسیقی فوق‌العاده است باز هم در وطن خودمان نیستیم و نمی‌توانیم بهره کامل ببریم. به هر حال سعی می‌کنیم تا حدی که در توان داریم بهترین کارمان را ارائه کنیم و با زمانه کنار کنار بیاییم.
خانم فروهر همه می‌دانند که شما به موسیقی پاپ ایرانی تعلق دارید. میانه شما با موسیقی ملی ایران که به موسیقی اصیل و سنتی شهرت دارد چگونه است؟
اتفاقا خیلی خوب است. من به این نوع موسیقی بسیار علاقمندم . از آغاز کار می‌خواستم موسیقی اصیل بخوانم اما متاسفانه چون سنم کم بود موزیک پاپ را شروع کردم . البته آن زمان در ایران یک سری ردیف‌ها و دستگاه‌ها را کار کردم و الان هم گاهی اوقات در کنسرت‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که مخصوص عید ساخته می‌شود قسمت‌هایی از آن چیزهایی را که یاد گرفته‌ام می‌خوانم.
شما گفتید که از دوران کودکی وارد عالم سینما شدید؟
بله ، من از پنج سالگی بازیگری را شروع کردم و تا سن ۱۲ سالگی خیلی فعال بودم . بعد از آن دیگر شرایط سنی‌ام ایجاب نمی‌کرد که در فیلمها حضور داشته باشم . تا اینکه کمی بزرگتر شدم و در سن ۱۴ سالگی کار خوانندگی را آغاز کردم . و بعد از آن بود که در سنین ۱۷ و ۱۸ سالگی شرایطی فراهم شد که دوباره در فیلم‌های مختلفی بازی کردم.
چه خاطرات خوشی از آن سال‌های بازیگری در عالم سینما و موسیقی دارید؟
خاطرات خوشم همگی مربوط به مهربانی و عشقی است که هموطنانم به من هدیه می‌کردند . انرژی بی‌کرانی که از آنها چه در ایران و چه در خارج از ایران دیدم. خاطراتی که از آن چند سالی که در ایران نتوانستم به روی صحنه بروم و در ذهنم باقی مانده است.
«ایرانیان در دبی معمولا از من می‌پرسند که دلم برای ایران تنگ شده است یا نه؟ روزگارم چطور می‌گذرد؟ کارهای جدیدت چیست؟»
شما وقتی به کشورهای همسایه ایران مثل دبی سفر می‌کنید طبعا با ایرانیانی که برای دیدن کنسرتتا ن به این کشورها آمده‌اند برخورد می‌کنید. پرسش‌های کلی آنها از شما حول چه مباحثی است ؟
معمولا از من می‌پرسند که دلم برای ایران تنگ شده است یا نه؟ روزگارم چطور می‌گذرد؟ کارهای جدیدت چیست؟
رابطه‌ای با موسیقی راک ، پاپ یا رپ داخل ایران دارید؟
از آنجایی که من عاشق موسیقی هستم هر سبک و شکل موسیقی را که خوب اجرا شده باشد دوست دارم و گوش می‌دهم . البته آنجور هم طرفدار سرسختش نیستم که بگویم همه نوارهای تولید شده را گوش می‌دهم . اما اگر رپ یا پاپ خوبی به دستم برسد حتما گوش می‌کنم.
خانم فروهر، معمولا هنرمندان عرصه موسیقی و خوانندگان برای اینکه بتوانند قدرت صدای خود را حفظ کنند به روزش یا رژیم‌های غذایی خاص روی می‌آورند و به دنبال ورزش‌هایی مثل دو یا تنیس هستند. میانه شما به طور کلی با ورزش و رژیم غذایی چگونه است ؟
والله من که همیشه در رژیم هستم (خنده) و ورزش را هم دوست دارم . حداقل هفته‌ای سه یا چهار روز ورزش می‌کنم.
شنیده‌ام که دست‌پخت خوشمزه‌ای هم دارید؟
بله ، انشاالله باید یکبار خودتان به لس آنجلس تشریف بیاورید و خودتان دست پخت مرا امتحان کنید.
نقش خودتان در انتخاب آهنگ و اشعار ترانه‌هایتان چه ‌اندازه است؟
من خودم همیشه تصمیم نهایی را می‌گیرم اما خواهر عزیزم «فریبا» که هماهنگ‌کننده کارهای من است در این زمینه خیلی با من همکاری می‌کند. همیشه با هم می‌رویم و آهنگهای پیشنهادی را گوش می‌دهیم و در مورد آن تصمیم می‌گیریم . همیشه دلم می‌خواهد کارهای نو و غیر تکراری ارائه کنم. به همین دلیل هم سعی می‌کنم با شاعران و آهنگ سازان خیلی خوب و تازه ای کار کنم تا کارم هم تازگی داشته باشد.
بله ، می‌بینم که نوازندگانی که هم که شما را همراهی می‌کنند اکثرا جوان هستند.
بله ، بایستی از نیروی کار جوان استفاده کرد.
وقتی می‌خواهید ترانه ای را اجرا کنید به محتوای شعر و ترانه‌هایتان هم توجه می‌کنید؟
صد در صد، شعر باید به دل بنشیند. شنونده باید احساس کند که ترانه ای که گوش می‌کند زیبا و شنیدنی است . فرق نمی‌کند که شاد باشد یا عاشقانه. مهم این است که دلنشین باشد.


نوشته شده توسط babak در ساعت 2:17 | لینک  | 

امیرقاسمی : آروم تر شدی ؟

 لیلا : از چه نظر ؟

امیرقاسمی : کاراکتری !

لیلا : خیلی " خیلی عوض شدم " خیلی صبر و حوصلم بیشتر شده .

امیرقاسمی : آخه فریبا همین چند دقیقه ی می گفت نه آقا این همش باز من رو میندازه جلو ولی تصمیم ها رو خودش می گیره .

لیلا : خوب من برای کارم همیشه انگار عجله دارم " انگار احساس می کنم وقت کمه باید زودتر این کار بیاد " مردم ببینند " بشنوند و این شاید بعضی وقت ها اشتباه " این اولین باره که من تحملم زیاد بوده " حرف های شما رو گوش می کنم " روجلدی رو عوض کردیم " ویدئوها طولانی تر شد " اگه قبلا بود مثلا دست خودم بود " نه این باید همون ماه قبل بیاد ولی الآن که این کار رو کردم احساس می کنم چه قدر کارم بهتر شده " هم روجلدی " هم ویدئوهایی که گرفتیم " هم آهنگ ها به خاطر وجود رامین زمانی و مریم و از این به بعد می خوام همین رویه رو پیش بگیرم.

امیرقاسمی : بستنی دوست داری ؟

لیلا : بستنی اوردن ؟

امیرقاسمی : دارن همشون بستنی می خورند " دیدم فریبا خیلی الآن تو فکر هستش...

لیلا : نه من خوب الآن رو رژیمم " بستنی نمی خورم .

امیرقاسمی : خوب پس بریم سراغ رژیمت " خیلی وزنت تو این مدت عوض شده...

لیلا : بله " خوب من وزنن خیلی کم... اون جوری زیاد پائین نیومدم " سایز خیلی کم کردم مثلا اگر سایزم 10 بوده الآن شده 4 " به خاطر ورزشی هست که می کنم و رژیمی که دارم که فقط سبزیجات و یه تیکه ماهی یا مثلا سالادی ...

امیرقاسمی : آخه تا کی آدم می تونه واقعا اینو حفظش کنه ؟ من خودم همیشه این کار رو می کنم ولی بعد می گم مگه میشه آدم برنج نخوره ؟

لیلا : آره . میدونم . ولی ببین یه مدتی که بیش از حد چاق میشی " بیش از اون حدی که همیشه وزنت بوده... من همیشه 125 پوند بوده وزنم و یه دفعه بیش از حد رفتم بالا و این اضافی وزن رو یک دفعه بیاری پائین و اون سطح رو نگه داری حالا مثلا اگر یه دفعه هم چلوکباب بخوری مسئله ای نیست .

امیرقاسمی : پس می خوری ؟

لیلا : نه الآن نمی خورم " الآن چون اونجایی هستم که باید وزنم رو هنوز 7-8 پوند دیگه بیارم پائین و این کار چون با ورزش انجام میشه صدمه ای به من نمی خوره چون سالمه و وقتی با ورزش رژیم بگیری تمام سموم و اون

چربی هایی که تو بدنته خیلی راحت خارج میشه.

امیرقاسمی : این هنرپیشه های آمریکایی وقتی که می خوان یک فیلم بازی کنند یا آلبوم که دارن میرن واسه آلبوم...

لیلا : آره دیدی !

امیرقاسمی : میرن واسه آلبوم یک دفعه 20 پوند لاغر می کنند...

لیلا : یا 40 پوند چاق میشن .

امیرقاسمی : حالا چاق شدن... مال تو داریم لاغری رو می گیم " 40 پوند لاغر می کنند " 20 پوند لاغر می کنند " بعد آلبومه میاد بیرون " ویدئو ها رو میگیرن " فیلم رو که بازی می کنند مثل جان تراولتا که استاد این کاره... باز دوباره میره که بخور " بخور رو شروع کنه " تو هم این حالت رو داری ؟ یعنی تو فکر این هستی الآن تو ویدئو ها خوب و خوشکل شدی " عکس ها رو هم خوب گرفتی ...

لیلا : نه " اصلا . ببین برای سلامتی خود آدم هم خوبه " حالا مسئله... من به این مسئله اعتقاد دارم یکه هنرمند " یک خواننده یا هنرپیشه مال مردمه " تو وقتی مردم پشتت هست باید سعی کنی همیشه خودت رو سالم نگه داری چه از لحاظ ظاهر " چه از لحاظ سالم بودن بدنت چون دیگه با اون ها طرفی و باید همیشه خودت رو خوب نگه داری " من به این مسئله خیلی معتقدم ولی ...

امیرقاسمی : این هم بخشی از ایثار یا از خودگذشتگی میاد که صحبتش رو کردی ؟

لیلا : نه این ایثار نیست " این برای اینه که خودت خوب تر بمونی و مردم بیشتر دوست داشته باشند " خوب همین جوری من طرفدار زیاد دارم نمی گم طرفدارانم کم میشه " نه ولی این ها احساس می کنند من دارم بهشون توجه می کنم .

امیرقاسمی : با وزن کم کردن طرفدارها رو بیشتر می کنی .

لیلا : به احساس می کنند که من توجه می کنم بهشون چون سعی می کنم خودم رو سالم نگه دارم و این مسئله خیلی مهمه .

امیرقاسمی : درباره ی ایثار صحبت کردی اولش " ایثار و از خودگذشتگی " چه قدر از خو گذشتگی ... تا کجا باید بری جلو ؟

لیلا : تا اون جایی که در توانم باشه " همیشه این کار رو کردم از بچگی " من از 14 سالگی مسئولیت همه خانواده به عهده ی من بود تا به امروز البته خوب از وقتی که اومدیم فرانسه " فریبا هم بزرگ شده بود " کمک بسیار بزرگی در زندگی بود برای من و الآن هم که می دونی...


امیرقاسمی : با تشکر از سعید نوشین فر

لیلا : با تشکر از سعید نوشین فر ( با خنده ) . واقعا به غیر از اینکه خواهر بسیار خوبیه " کار من خیلی براش مهمه یعنی حتی مهمتر از خود من اونقدر که اون توجه داره و میدوه برای کار من شاید من کمتر " من غر بیشتر می زنم " اون عمل میکنه و واقعا دستش درد نکنه یعنی واقعا اگر وجود فریبا نبود " من شاید نمی تونستم کارم رو اینقدر ادامه بدم خوب روز به روز سعی کنم کارهای بهتری ارائه بدم .

امیرقاسمی : شهامت ؟ صحبت از شهامت می کردی که آدم با شهامتی هستی " صحبت سر این هستش که از یک طرف میگی : نه لیلا تو یه سری مسائل شهامت داره و تو یه چیزهایی شهامت نداره " اگر بخوای مثلا بگی سه تا چیزی که توش شهامت داری " سه تا چیزی که توش شهامت نداری چیا می تونه باشه ؟

لیلا : مثلا سه تا چیزی... من یادمه بمباران بود در ایران من از این گوشی ها می گذاشتم تو گوشم و می خوابیدم " مامانم اینا هول میومدن منو صدا می کردن بیا بریم پائین " می گفتم بابا چه فرقی می کنه ؟ اگه قرار باشه بمبی بیفته حالا من چه پائین باشم ...باز این بالا سالم تر می مونم ممکنه مثلا بیفتم یه گوشهای " اون پائین اوار میاد رو سرم " از این چیزها نمی ترسم واقعا " از زلزله

نمی ترسم " نمی گم نمی ترسم هیجان زده میشم ولی اینکه بدوم این ور و اون ور و شب تا صبح نخوابم به خاطرش نیستم " واقعا فکر می کنم رفتن هر انسانی به موقعه اش دست خداست " چون اعتقاد دارم به وجود خدا و اصلا از هچ اتفاقی نمی ترسم " چون می دونم یه روزی برای هر انسانی این اتفاق میفته و باید بره از این دنیا ولی مسائل دیگه ای هست در زندگی که خوب یه مقداری شاید وحشت داشته باشم مثلا از حیوان های وحشی می ترسم مثل : یه مدت یک گربه ی وحشی میومد تو حیاتمون " من واقعا تکون نمی خوردم از تو اتاقم وقتی این میومد ولی مامانم قشنگ می رفت این جوری می نشست " می گفتم مامان بیا تو " می گفت نه بابا این که کاری با ما آدم ها نداره که " گفتم اگه اگه یه دفعه دیوونه بشه بپره بهت چه کار می خوای بکنی ؟ مثلا مامانم نترسه ولی من واقعا می ترسم .

امیرقاسمی : ولی از زلزله مامانت می ترسید

لیلا : آره " من از مار " از مثلا پلنگ ... یادته تو این ویدئوه هی شما گفتین بیا برو " گفتم بابا ول کن علیرضا چرا من بیام برم به این دست بکشم ؟ تا اومدم دست بکشم " پلنگه یه دفعه این جوری برگشت " از این چیزها می ترسم

امیرقاسمی : و اونجا من شجاعت رو در تو دیدم

لیلا : واقعا از آدم های دو رو خیلی می ترسم چون هیچ جوری نمی تونی بهشون اعتماد کنی که این دوستته یا دشمنته " در ظاهر نشون میدن که با تو دوستند ولی خوب متاسفانه خنجر رو می زنند

امیرقاسمی : صحبت از زلزله می کردی اینو هیچوقت نگفتم ولی یادم میاد که شما خونتون همسایگی خونه ی پدر و مادر من بودش

لیلا : آخی یادش بخیر آقای امیرقاسمی و خانم امیرقاسمی

امیرقاسمی : و زمانی که زلزله اومدش من پریدم سوار ماشین شدم و اومدم ببینم که مامان و بابا چه کار می کنند " چه طوره " وضع چه جوریه و بعد شما رو دیدم همه با همدیگه تصمیم می گرفتید که چه کار باید بکنید و چه کار نکنیم

لیلا : آره " توحیاط " یادش بخیر " اون موقع ما کار کرده بودیم با هم !

امیرقاسمی : آره کار کرده بودیم

لیلا : یعنی اون ویدئوی بازگشت و اینا رو گرفته بودیم

امیرقاسمی : فکر کنم ویدئوی بازگشت رو گرفته بودیم

لیلا : سال 94 بود دیگه اون زلزله

امیرقاسمی : چون فریبا یادم میادش که اون ها رو توی یک فایل نگهداری می کردش که مسترها خراب نشه " بریم سراغ بازدوباره آلبوم ماه من " هفت تا آهنگ گذاشتی توی آلبوم . این اولین باره بعد از مدت ها هفت تا آهنگ تو آلبومت هستش " دلیلش ؟ چرا هفت تا ؟

 

لیلا : درسته " خوب من احساس کردم " تجربه ای که توی کارهای قدیمی " قبلی داشتم اون تجربه رو پیدا کردمکه هرچی کارها کمتر باشه ولی شنیدنی تر " قشنگ تر و زیباتر باشه " چون تو هرچی کارت کمتر باشه " وقت بیشتری رو هرکدوم از این کارها میتونی بگذاری و انتخات درستر میشه و اگه اینجوری بشه خیلی موفق تر خواهد بود تا من مثلا 12 تا آهنگ توی یک آلبوم داشته باشم و 10تاش به درد نخوره و 2 تاش خوب باشه " چرا این کار رو بکنم ؟ چون هم هدر رفتن وقته هم اینکه فایده ای نداره برای من و تصمیم گرفتم که هفت تا آهنگ بسیار زیبا و خوب در ابن آلبوم بگذارم و فکر می کنم خیلی... چون با این آهنگ ها مردم بیشتر زندگی می کنند " وقتی تعدادش زیاده خوب ممکنه مثلا دو تاش رو علاقه مند بشند ولی وقتی کمه همه رو گوش می کنند " شعرهاش رو یاد می گیرند " خوششون میاد بعد ار یک مدتی خوب خیلی... من فکر می کنم خیلی بهتر باشه " حالا این هم تجربه کردم دیگه حالا ببینیم چی میشه !

امیرقاسمی : کدوم یکی رو بیشتر از همه دوست داری ؟

لیلا : آهنگ ها رو ؟ ماه من رو خیلی دوست دارم " آرزوی من این است " همش رو دوست دارم البته ولی خوب بهانه رو خیلی دوست دارم که ویدئوش رو شما پخش کردید که این آهنگش از رامین جونه و شعرش هم که مال مریم

امیرقاسمی : این اسی هست که هی زنگ میزنه و رامین میگه یک دقیقه ساکت باش

لیلا : بله " پیغام میده و ... الهی قربونش برم

امیرقاسمی : دوست داشتم اتفاقا ویدئو رو " ویدئو کار کوجی بود ؟

لیلا : بله کار کوجی بود

امیرقاسمی : چه قدر هم قشنگ کار کرده بود " همون... زندگی روز تو بود

لیلا : ولی اصولا آهنگ رو انتخاب می کنی " میری خرید " تمام کسانی که این بار من دارم باهاشون کار می کنم در این ویدئو مردم دیدنشون مثل سیمین عزیز که همیشه لباس های من رو طراحی کرده " هانری عزیز کار میکاپ و موی من رو میکنه " دیگه براتون بگم رامین زمانی که کار این آلبوم رو کرده "  کوجی عزیز که ویدئو های قشنگ رو گرفته بود و همیشه...

امیرقاسمی : خواهر هانری

لیلا : خواهر هانری بود " فریبا هم بود ؟

امیرقاسمی : فریبا رو ندیدم

لیلا : موزیسین هایی که با من کار می کنند همشون بودند و ...

امیرقاسمی : سعید و فریبا نبودند " با تشکر از سعید نوشین فر

لیلا : با تشکر از سعید " نه ولی واقعا من هرچی راجع به سعید بگم کمخ چون سعید الآن نزدیکه... من اولین عکس هنریم رو سعید گرفت

امیرقاسمی : چند سالت بود ؟

لیلا : 14 سال میشه یه 10 سال قبل تقریبا




ادامه دارد...
نوشته شده توسط babak در ساعت 2:8 | لینک  | 

مصاحبه با لیلا فروهر و معین

امشب معين در اوبرهازن آلمان در مقابل هزاران نفر کنسرت اجرا کرد. با او گفتگويی داشتم که برای اولين بار بصورت ويديويی پخش می شه:
معين: با سلام عيد سعيد باستانی رو به همه هموطنان خودم خصوصاً ايرانيان داخل کشور تبريک ميگم، اميدوارم مثل هميشه سالی پر از صفا و صميميت داشته باشند. و اميدوار هستم بتونم کارهايی ارائه بدم که مورد پسند مردم باشه و با دلی شاد به اونها گوش بدن.


از اینجا گوش کنید

ما با آلبومهای شما از دهه ۸۰ تا به امروز زندگی ميکنيم که خيلی از اونها رو خود شما ساخته بودين...

درسته، آهنگهايی مثل "کسی را دوست ميدارم" "کعبه" "وقتی سرت روی شانمه" و خيلی آهنگهايی ديگه رو خودم ساختم. البته آهنگ "کسی را دوست ميدارم" را در ايران ساختم و بعد از موفقيت اون به آمريکا سفر کردم.البته شرايط اون موقع فرق داشت ...

اولين کنسرت های شما در لندن رو به خاطر دارم که در ديسکوهای لندن با حضور چند صد نفر (البته همه شيک پوش!) برگزار می شد، در حاليکه امروز هزاران نفر برای ديدن شما به کنسرت ميان و خوب همه ميدونن حتی اگر در ايران چنين کنسرتی برگزار کنين چند صد هزار نفر هم ممکنه بيان.

اين به خاطر لطف خدا و مردم به منه و خب اين علاقه دوطرفه است.

از آلبوم لحظه ها تا امروز بيشتر از چهار سال ميگذره، دليل اين وقفه در چيه؟

بله متاسفانه، چون من ۹۰% آهنگهايی که تابحال خوندم ، با روحيات خودم تطبيق داشته. چه از عشق چه از دوری و غربت همه به نحوی با داستان زندگی خودم مرتبط بوده. و اين چهار سال در زندگی من اتفاقاتی افتاد که اگر آلبومی بيرون ميدادم همه اش در مورد غم و جدايی ميشد و به همين خاطر دوسال اصلاً کار نکردم. ولی آلبوم جديد من آماده هست و به لطف خدا تا دو سه ماه ديگه به بازار مياد.

شنيدم که شما با افشين (خواننده) در اين آلبوم همکاری دارين؟

قرار بود، اما انشاالله در آلبوم بعدی!

شما نوازندگی هم انجام ميدين؟

من عود ميزنم، البته برای خودم ولی خب اگر برنامه خيلی خاصی باشه شايد چند آهنگ هم با ساز خودم روی صحنه اجرا کنم.

شما در تاجيکستان به صورت ويژه محبوب هستيد، از کوچک تا بزرگ آهنگهای شما رو می شناسن و در هر طبقه از اجتماع به آهنگهای شما گوش ميدن، اين موضوع برای شما عجيبه؟

بله اين موضوع برای من بسيار خوشحال کننده است که مردم در همسايگی کشورمون هم به آهنگهای من علاقه دارن، کردهای عراق هم علاقه شديدی به آهنگهای من دارن. قراره در تابستان برای اجرای کنسرت به تاجيکستان برم .

از همين جا هم نوروز رو به همه تاجيکهای عزيز تبريک گفته و خيلی خوشحالم که تابستان در خدمت اين مردم خوب خواهم بود.

دنيای عجيبيه. شما توی آمريکا و ما در لندن زندگی می کنيم، اما اينجا توی آلمان همديگر رو می بينيم. خوب هستين؟
مرسی. من هم سلام عرض می کنم و عيد نوروز رو تبريک ميگم. اميدوارم که سال بسيار خوبی برای همه هموطنان خوبم باشه. هر سال هم شما زحمت می کشين و برای برنامه های عيد مياين. امشب برنامه در اوبرهاوزن آلمان بود و خودتون ديدن جمعيت چه می کردن! برای من خيلی جالب بود که جوون ها از اين برنامه ها چه استقبالی کرده بودن.


از اینجا گوش گنید

امسال آلبوم "يک بوسه" از شما به بازار اومد که بعد از سال ها يک تحول در آهنگ های شما بود. هم از بابت انتخاب شعرها، هم سبک کار شما. نظر خودتون چيه؟

من خودم خيلی راضی هستم. يعنی دقيقاً کارهايی بوده که من از صميم قلب خوندم. البته بعضی وقت ها آدم مجبوره به خاطر کسب و کار، بعضی از آهنگ ها رو بخونه و انجام بده. امشب هم ديدم مردم شعرهای من رو تکرار می کردن و اين برام خيلی جالب بود.

کارهای ويدئويی شما خيلی معروفه که بعضی وقت ها عجيبه و بعضی وقت هام خيلی گرون! می خواستم بدونم کارهای ويدئويی شما الان به چه صورت پيش ميره؟

در حال حاضر آهنگ های قديم رو با يک ترتيب جديد به کمک رامين زمانی و کارگردانی آقای عليرضا اميرقاسمی دارم به صورت يک ويدئو انجام ميدم. فکر کنم ويدئوی جالبی بشه چون قراره در اون يک گروه موسيقی به صورت زنده برنامه اجرا کنن. اين کار قراره به صورت سی دی و دی وی دی به بازار ارائه بشه.

قراره کی به بازار بياد؟

۲۰ آوريل قراره اين کار رو ضبط کنيم. فکر کنم طرفای ماه می ( يا همون خرداد خودمون ) اين کار به بازار بياد.

البته مثل اينکه قبل از ساختن اين ويدئو سرتون خيلی شلوغه، درسته؟

بله. کنسرت های زيادی قراره اجرا کنم. قراره که در تاجيکستان هم برنامه اجرا بکنم. خودم خيلی دلم می خواست اونجا باشم چون شنيده بودم که خيلی طرفدار دارم. ولی متاسفانه هر دفعه به دلائل مختلفی نشد. اما مثل اينکه اين دفعه قراره ۵ آوريل من به تاجيکستان برم و تا ۱۲ آوريل اونجا هستم. خيلی دوست دارم از گروه نوازنده و رقصنده های تاجيک در کنسرت هام استفاده بکنم.

يک خبر ديگه هم دارم که صدرالدين نجم الدين، يکی از معروف ترين خواننده های تاجيک، پيشنهاد کرده با شما يک آهنگ مشترک بخونه. نظر شما چيه؟

خيلی خوشحال ميشم. حتماً اين کار رو می کنم. من اولين خواننده زن ايرانی هستم که به تاجيکستان ميره و اين باعث افتخار منه. اميدوارم همزبانان خوبم رو در تاجيکستان از نزديک ببينم و بتونيم برنامه های خوبی رو براشون به روی صحنه ببريم.

درباره آلبوم بعديتون که در آينده به بازار ميدين برامون صحبت کنين.

توی اين کار ميخوام از صميم قلب با جوون ها هم صحبت بشم و براشون آواز بخونم. شعرهای قشنگ مريم حيدرزاده رو هم در اين آلبوم جديد استفاده می کنم. قراره يک سری آهنگ های قديمی رو هم دوباره اجرا کنيم که آقای رامين زمانی زحمت اين کار رو کشيدن. اميدوارم اين هم کار موفقی بشه و اون رو عيد سال بعد به بازار بدم

نوشته شده توسط babak در ساعت 1:51 | لینک  | 

لیلا: قربونت برم خیلی ممنون و خیلی متشكر . آره تا حدی كه احتیاج نداشته باشی. من هیچ وقت دنبال پول نبودم ولی الحمد الله خدا همیشه واسم رسونده و همیشه رو پای خودم بودم و الانم كه در كنار شو هر عزیزم اسی و مادرم و خواهرم و برادرم هستم خدا رو شكر خیلی آدم كم توقعی هستم اوم جوری انتظاری از زندگی ندارم برای همین همیشه سعی میكنم لذت ببرم از زندگی...با آرزوی سلامتی خوشبختی برای همه هموطنای خوب و عزیزم در هر كجای دنیا كه هستید واقعا تشكر می كنم به خاطر سالیان درازی كه همیشه در كنار من بودیدو لطف و محبت و انرژی شما باعث شده كه سالهای سال روی پای خودم بایستم و بتونم برای شما بخونم كارای بهتری ارائه بدم و همیشه با شما باشم

نوشته شده توسط babak در ساعت 22:28 | لینک  | 

استودیو بلیط و لباس....برو این تلویزیون فلیمبرداری...مامان منم همون اندازه میدویید طفلك بعد یه دفعه چند سال پیش گفتم مامان بدو دیگه من باید برم دیره... گفت:مامان جان دیگه نمیتونم بدوم از این پله ها بعد من گفتم آخه الهی بمیرم... یعنی ما هنوز باورمون نمیشد كه با لاخره مامانمم سنش رفته بالا و دیگه من كوتاه آمدم دیگه نمی ذارم دیگه زیاد زحمت بكشه
- حالا توی این مسافرتا كه میرین مثلا همین حوالیه عید نوروز میشه كه عید نوروز همه با هم یكجا باشین اون وقت چی كار میكنید؟
لیلا:معمولا سعی میكنیم بریم یك رستورانی یا خونه یك دوست و آشنایی در تمام این كشور ها دوستای زیادی داریم و فامیل من مثلا توی اروپا خیلی زیاد دارم توی آلمان مثلا خاله ها و دایی هام هستند همیشه سعی میكنیم دور هم جمع بشیم امسال هم در دبی هستیم با شما هستیم
- ازت ممنونم مرسی سال نو مبارك باشه به تو و اسی جون و خانواده انشاالله اول سلامت باشی و خوشحال باشی عاشق باشی قلبت شاد باشه و آخر آخر این پول رو باید بگم خوبه

نوشته شده توسط babak در ساعت 22:27 | لینک  | 

- اتفاقا در برنامه ی كداك تیترتون من بودم چون هم خودم شما رو دوست دارم هم مامانم و بلیط جلو رو هم گرفتم و اون زمانی كه شما اون شعر مادر رو خوندین اون چهره ی مامانو كه نشون میداد منم اشكم اومد اینقدر با احساس بود معلوم بود از نگاهها
لیلا: همه مادراشونو دوست دارن ولی مادر ما خیلی مادر زحمتكش و خوبی بوده همیشه در كنار ما بوده. از روز اولی كه ما وارد آمریكا شدیم چون اینجا آدم باید همه كاراشو خودش انجام بده تو ایران فامیل داری دوست داری می یان كمك میكنن.در این ایام عید خیلی باید میدوییدیم نوار ضبط كن برو

نوشته شده توسط babak در ساعت 22:27 | لینک  | 

لیلا: نه الان من دیگه آشپزی میكنم ولی مامانم هم خیلی كمك میكنه تمام خرید ها ودرست كردن وسایل غذا با مامانه. ولی به هر حال خیلی خوبه كه در كنار هم هستیم. مادر شما نمیدونین چقدر خوبه آدم در اون زمانی كه هست باید قدر پدر و مادرشو بدونه و بهشون احترام بزاره و من همیشه سعیم در این بوده كه همیشه در كنار مادر و خانواده ام باشه واقعا
- شما اتفاقا خیلی هم به هم نزدیكین؟
لیلا: آخیلی.منو مامانم اتفاقا خیلی با هم دوستیم به غیر از اینكه مادر و دختریم خیلی با هم دوستیم و مامانم یكی از فن های بزرگ منه اصلا باورت نمیشه اینقدر كارای منو دوست داره انتقاد سازنده هم میكنه.ولی واقعا فن بزرگیه

نوشته شده توسط babak در ساعت 22:25 | لینک  | 

لیلا: چرا؟؟؟
- اونجایی كه میگه دلبرت خنده كنه با دگران....خیلی سخته...
لیلا: این جور عشقا به درد نمی خوره.....
- من میدونم كه خوب غذا درست میكنی... من لوبیا پلوشو خوردم
لیلا:بله..... تورو خدا؟؟؟؟....كجا؟...
- خونتون... الان معمولا چی درست میكنی؟
لیلا: من.. همه چیز...و اسی كباب ماهیتابه ای عاشقشه.... خورشت آلو اسفناج...همه ی غذاهایی كه من درست میكنم دوست داره... و دوست داره من آشپزی كنم دست پختمم خوبه خدا رو شكر
- حالا شما واسه مامان غذا درست میكنین یا مامان واسه شما؟؟

نوشته شده توسط babak در ساعت 22:25 | لینک  | 

- شما قلب مهربونی دارین خودتون خوبین واسه همین شوهر خوب هم نصیبت شد...حالا برای ما و هموطنا عیدی چی داری
لیلا: عیدی؟؟؟...جالبه كه من همیشه سر سفره عید كه می یام یادی میكنم از خواننده های خوبمون كه جاشون در بین ما خالیه و از بین ما رفتن و نیستن ولی ما همیشه با صداشون زندگی می كنیم ولی چون تلویزیون شما جدید الته شما چند ساله كه اینجا ا ین و سابقه از كانادا دارین ولی نسبت به تلویزیون های دیگه نو پا و موفقین واقعا...یه آهنگ از هایده ی عزیز می خونم البته این آهنگ افغانی بود كه هایده اجرا كرده بود كه هم از هایده ی عزیز یادی كرده باشیم وهم از دوستان افغانی كه همیشه لطف دارن نسبت به من روز نوروز بچینی گل سرخبر سر راه نگار فرش کنی....

- مرسی مثل همیشه زیبا و خوش صدا . میگم این عشق چه چیز بدیه....

نوشته شده توسط babak در ساعت 22:23 | لینک  | 

لیلا: اآره طفلك آخرم فوت كرد...آقای رامین عكاس بود....
- برای معتادین میدونم ماه پیش برنامه داشتی و همیشه كمك كردی چه طوری به این همه كار میرسی؟
لیلا:سعی خودمو میكنم....برای خواننده های آمریكایی مثلا اگه پشت سرشون شایعه ی بدی هم باشه میگن اشكال نداره سر زبونا میفتیم ...ولی من همیشه دلم میخواسته واقعا از صمیم قلبم میگم اگه شایعه ای هم راجع به من هست شایعه ی خوب باشه واقعا سعی خودمو كردم و دلم میخواسته همیشه در كارای خیر شركت داشته باشم دلم می خواسته همیشه خوب باشم و خوب بمونم و این مسئله تو زندگی برای من خیلی مهمه وسعی وتلاش خودمو میكنم حتی از جونم هم مایه میزارم كه بتونم به اطرافیانم به فامیلام و هموطنانم یه عشقی یا یه محبتی بدم وزندگی كه در آن عشق زیاده رو دوست دارم و قتی میبینم كه من دیگران رو دوست دارم و اونا منو 20سال جوون تر می شم این احساس منه و فكر كنم اكثر آدما این احساس تو وجودشون هست

نوشته شده توسط babak در ساعت 22:22 | لینک  | 

لیلا : چون خونه ی ما خراب شده بود و دنبال خونه هم می گشتیم خونه هم پیدا نمی شد بعد یكی از فامیلامون یه خونه داشت اجاره داد چه روزای سختی بود

- یادمه فرنگیس جون غذا درست میكرد منو شما هم می رفتیم خرید
لیلا: آره میرفتیم موهامونو درست میكردیم و خرید میكردیم مثل این بود كه همه ی فامیل عیدا میرن مسافرت اون قدر خوش گذشت و برنامه هام همه كنسل شده بود و منم بیكار .... می گفتیمو می خندیدیمو....نه اون مسئله ی زلزلش انشاالله دیگه تكرار نشه همین دور هم بودنش خیلی خوب بود

- میدونم خیلی آدم خیر خواهی هستی در این چند سالی كه من لیلا جونو میشناسم میدونم كه چقدر كمك كرده و اینو باید بگم جلوی دوربین ....برای زلزله ی بم و یه آقایی كه جگرش رو از دست داده بود...

نوشته شده توسط babak در ساعت 21:3 | لینک  | 

لیلا: خیلی انجام میدن خواننده های آمریكایی وغیر ایرانی 4 تا 5 موزیشن می یارن آهنگ هاشونو می خونن یه سری جمعیت اونجا هست تشویقشون میكنن این خیلی خوب هست كه نفس به نفس با مردم هستند و یك اتباطی بین بیننده و خواننده برقرار میشه چون همون جمعیتی كه اونجا هستن قضیه رو زنده تر می كنن به هر حال این كار رو می خواستیم بكنیم ما ولی برنامه های عید خیلی زیاد بود وقرار شد از اروپا كه برمیگردم این كار رو انجام بدیم و به زودی به صورت سی دی و دی وی دی به بازار ارائه بدیم
- همیشه گفتم كه كارای شما متفاوت بوده اینم باز یه نوآوریه یه كار جدیده.... یادم میاد اینجا متاسفانه یه زلزله ی بسیار بدی در لوس انجلس آمد ما هم اون موقع در تورنتو تلویزیون نما ایران رو داشتیم مسافرت آمده بودیم امریكا رفتیم خونه ی یكی از دوستان مشتركمون و لیلا اینا هم اومدن اونجا و ما از صبح تا شب 10 روز با هم حال كردیم

نوشته شده توسط babak در ساعت 21:1 | لینک  | 

- البته الان هم زمان فرق كرده اون موقع موزیك ویدیویی نبود به اون صورت شاید تو ماركت آمریكایی اونقدر حالت موزیك ویدیو نبود همین طور با زمان پیش رفته
لیلا: یه برنامه ی رنگارنگ بود كه هر هفته برنامه داشتن و خواننده ها می آمدن آهنگ های جدیدشونو تو اون برنامه موزیك ویدیو می گرفتن مثلا 5 یه 6 تا دوربین بود بكراندا همیشه فرق می كرد دكور های مختلف میدادن كه اون برنامه خیلی قشنگ بود و آقای فرشید رمزی هم برنامه ی جالبی داشتن یكی شون همون شوی چشمك بود برنامه های مخصوص عید داشتن خیلی از این كارا می شد

- برنامه ی آن پلاگد داستانش چیه؟

نوشته شده توسط babak در ساعت 21:1 | لینک  | 

- اونجا هم اینجوری بود كه خواننده های معروف زودتر بیان بشینن پای هفت سین؟ و آیا کار کردن در ایران مشکل بود؟
لیلا:بله.... نه خیلی راحت تر بود فقط یكی دو نفر بودن كه اون موقع خیلی معروف بودن استار بودن یكی دو دفعه گفتن خواننده های جوون نیان با ما بخونن كه منم یادمه كه یه مطلب حسابی توی مجله بانوانن خانم شهین حنانه نوشتم كه این خواننده های پیشكسوت كه این همه طرفدار دارن باید حمایت كنن از خواننده های جوون.و به همین خاطر منم كه الان خواننده های جوون رو می بینم بر می گردم به اون احساس قدیم خودم كه چقدر دلم می خواست كه یه خواننده ی محبوب و معروف كه منو می بینه تحویل بگیره سلام علیك كنه اگه كاری میخوام انجام بدم كمكم كنه كه میكردن خیلی هاشون ولی یكی دو تا شون نه... برای همین همیشه سعی كردم كه خواننده های جوون رو خیلی تحویل بگیرم نه اینكه تظاهر كنم كنسرتاشونو میرم وبرنامه هاشونو می بینم.خیلی برنامه های خوبی بود اون موقع ها خیلی راحت تر از اینجا بودیم مثلا اگه من یه آهنگ جدید داشتم می رفتم تلویزیون ضبط میكردم نه خرجی داشتم حتی لباسشو خود تلویزیون برامون می دوختن

نوشته شده توسط babak در ساعت 21:0 | لینک  | 

- شوها با هم رقابت نداشتن؟
لیلا: بله رقابت داشتن با اینكه خود تلویزیون مخارج برنامه ها رو می داد ولی باز رقابت وجود داشت.عید ها ما میرفتیم و آهنگ ها رو ضبط میكردیم .یادمه آخرین عیدی كه ما در ایران برنامه ی عید ضبط كردیم درست روبه روی تلویزیون جام جم سابق یه پارك بود كه اونجا فیلمبرداری ها انجام شد. اون آهنگ دو پرنده ی من كه اون موقع معروف شده بود جالب این بود كه دیگه تو استودیو نگرفتن رفتن تو هوای آزاد دوربین ها....همه اومدن بیرون اونجا فیلمبرداری كردن كه خیلی جالب و دیدنی بود این برنامه واقعا و مردم خیلی دوست داشتن چون تو فضای باز بود بهار بود هوای خوب سبزه و گل...خیلی جالب بود وبرنامه های متنوع وخوب چون تو مملكت خودمون بودیم ویك تلوزیون پشت هنرمندان و تهیه كننده ها بود
- هنرمندا با همدیگه كارهای مشترك انجام میدادن؟

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:59 | لینک  | 

- همیشه سلیقت خوب بوده از انتخاب آهنگ شعر و كار كردن با كسایی كه كارشو نو بلد هستن و همیشه بهترین ها رو انتخاب كردی و واقعا بهت تبریك میگم. فرق اینجا با زمانی كه ایران بودی چیه؟عید چه جوری بود؟
لیلا: عید شوهای مختلف تو تلویزیون بود مثلا اون موقع آقای پرویز قریب افشار بودن خدابیامرز آقای فریدون فرخ زاد بودن آقای فرشید رمزی بودن كه برنامه های عید داشتن.برنامه های عید یكی دوتا نبود یه دفعه میدیدی 10 تا برنامه ی عید تهیه می شد

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:58 | لینک  | 

لیلا: بله واقعا... خیلی.... بعضی وقتا بهش زنگ میزنم بابا دلم تنگ شده برات پاشو بیا ... این راه ما آخه خیلی دوره بعد طفلكی دیشب بلند شده اومده خونه ما این همه راه و كه من صبح كه دارم میام با همدیگه بیام خیلی محبت داره به من دیگه خواهر خوبه منه فریبا حرف نداره واقعا هم انسان خوبیه هم دوست خوبیه وهم خیلی مثبته هم خیلی سازنده است همیشه قدم خیر بر میداره اگه كسی مشكلی داشته باشه اكثر دعواهای این شهر رو فریبا حل میكنه آشتی میده و صلح و صفا بر قرار میكنه و مثبته میگه این كار خوب میشه این كار رو بكنید همیشه انرژی مثبت میده و من همیشه آرزوی خوشبختی واسش میكنم و خوشبخت بشه و اون چیزایی كه تو زندگیش میخواد بدست بیاره

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:56 | لینک  | 

- و یك مسئله خیلی مهمه دیگه كه من باید بگم فریبا فروهر است كه همیشه در كنار تو است و واقعا یك خواهر خوب ... من خودم خواهر دارم میدونم كه خواهرا چقدر خوبند

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:56 | لینک  | 

لیلا: قربونت برم... به هر حال همینطوری كه تو مصاحبه قبلیم گفتم من بچه مردم هستم یعنی خودشون منو بزرگ كردند وسالهاست با همه هموطنای خوبم زندگی كردم و مسئله ی مهم اینه كه من عاشقه كارمم و همیشه خدا رو شكر كردم به خاطر این استعدادی كه به من هدیه داده هم بازیگری هم خوانندگی و همیشه تشكر كردم از خدا و مسئله سوم اینه كه من همیشه خودم بودم و همیشه با مردم راحتم یعنی وقتی میام جلوی دوربین هر چی تو قلبمه میگم نه فیلمی بازی میكنم بازیگر هستم ولی در مصاحبه هام یا وقتی با مردم در ارتباط هستم خودم هستم و من فكر میكنم این یك مسئله بسیار مهمیه و هموطنای خوب من خیلی ماشاالله باهوشندو متوجه میشند این مسئله رو كه چه كسی واقعا از قلبش صحبت میكنه و چه كسی داره فیلم بازی میكنه البته اكثر هنرمندای ما همه خوبند و همه دوست داشتنی اند و همه همین راه رو طی كردند ولی من واقعا سعی كردم همیشه خودم باشم همیشه حقیقت رو بگم و راست بگم و به هر حال من فكر میكنم این مسئله خیلی مهمیه

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:53 | لینک  | 

- خوب خدا روشكر... سیكرت كارت چیه كه واقعا این همه سال از 3 سالگی روی صحنه بودی همه دوست دارند برای یك خواننده میاند یک یا دوسال یا 10 سال درخششی میكنندولی بعد خبری ازشون نیست ولی لیلا فروهر بزنیم به تخته از سه سالگی تا الان به روی صحنه است

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:53 | لینک  | 

لیلا: جالبه كه اسی مسافرت رو خیلی دوست داره...مثل خود منه...دوست داریم جاهای دیدنی رو ببینیم همش می دوییم كه جاهای دیدنی رو ببینیم جاهای تاریخی رو خیلی دوست داریم ببینیم و اصلا نمی شینیم توی هتل كه استراحت كنیم یا بریم لب آب همش داریم میچرخیم و خسته میشیم ... ولی خوب خوشبختانه اسی خیلی اهل سفره و لذت میبره منم خوب وقتی در كنار اسی باشم بیشتر لذت میبرم از مسافرتی كه دارم میكنم
-با هم حسابی وقتتون پره و اسی هم دوشادوش تو در این مسافرتها با تو هست
لیلا: همیشه...در كنار من هست
- خوب خدا رو شكر.... چون واقعا مشكله برای یك هنرمندكه از خانواده اش دور میمونه از همسرش دور میمونه و این فاصله ایجاد میكنه در هر صورت هر جوری بخوای فاصله میفته
لیلا: نه ما هیچ وقت جدا نیستیم از هم

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:51 | لینک  | 

- یعنی اصلا دعوا نمیكنین؟
لیلا : چرا به هر حال اختلاف سلیقه وجود داره....وقتی طرفت آدم خوبی باشه و كنار بیاد و سعی كنه تفاهم رو ایجاد كنه مسائل با صحبت كردن حل میشه
-كی آشتی میكنه؟
لیلا: فرق نمیكنه...... اگه تقصیر من باشه من آشتی میكنم اگه تقصیر اسی باشه و كار اشتباهی كرده باشه خوب اسی ... به هر حال اگه عشق باشه و انسانیت باشه این مسائل همه حل میشه انشا الله همش سلامتی و عشق باشه این مهمترین مسئله است
- میدونم در اروپا برنامه داری در دبی برنامه داری در تركیه برنامه داری؟
لیلا: بله.. در آلمان در ایتالیا در استكهلم
- بسیار بسیار زیاد سرت شلوغه... اون وقت اسی چه جوری این همه مسافرت میكنه؟

نوشته شده توسط babak در ساعت 20:50 | لینک  | 

- ولی خوشحالم كه خوشحال میبینمت و اصلا كلا فرق كردی البته همیشه زیبا بودی ولی وقتی كه آدم عاشقه با كسی كه دوستش داره است اصلا دنیا یك جوره دیگه است
لیلا : خدا رو شكر .... واقعا
- دعوا هم میكنین ؟
لیلا : نه اصلا...

نوشته شده توسط babak در ساعت 19:47 | لینک  | 

- چند سال پیش لیلا به من گفت ازدواج نكنی ها بعد یه دفعه قبل از اینكه خبری بده خودش ازدواج كرد خوب حالا امسال من میخوام ازدواج كنم
لیلا: ما منتظریم اگه ازدواج نكنی ما خودمون عروسیه شما دو تا رو میگیریم
- شما گفتی عروسی نكن
لیلا: حالا من جوون بودم یه چیزی گفتم تو باید گوش كنی

نوشته شده توسط babak در ساعت 19:46 | لینک  | 

- لیلا جون میبینم كه مثل همیشه خوشگل و زیبا موهاتم بسیار بسیار زیبا شده میدونم كه همیشه پیش هانری میری
لیلا: اره امروز رفتم هانری زحمت كشید هر كات داد ومیكاپ كرد جالب كه میكاپی كه روی صورتم كرده لاین خودشه وخیلی خوبه فكر كنم خیلی موفق خواهد شد همین لاینو به من كادو داده هم عیدی هم كادوی تولدم
- میدونم كه یه میكاپ ارتیست خیلی مهمه ولی من احساس میكنم از زمانی كه شما ازدواج كردی یه لیلای دیگه شدی
لیلا: قربونت برم محبت داری به هر حال وجود اسی هم باعث شده كه من بهتر بشم دیگه

نوشته شده توسط babak در ساعت 19:43 | لینک  | 

ژاکلین : لیلا جان خوش اومدی
لیلا: خیلی ممنون قربونت برم ژاكلین جون
- خیلی خوش اومدی و خوشحالم از اینكه یكبار دیگه در كنار هفت سین كنار تو نشستم و بسیار بسیار باعث افتخار منه
لیلا : منم خیلی خوشحالم كه امسال هم در كنار شما هستم وعید رو به شما و همكارانتون تبریك میگم كه تازه كار هم هستین ولی برنامتون خیلی موفق و پر بیننده هست وهمچنین سلامی عرض میكنم به هموطنان خوب و عزیزم وعید نوروز رو تبریك میگم انشاالله كه سال بسیار خوبی برای شما عزیزانم باشه

نوشته شده توسط babak در ساعت 19:42 | لینک  | 

مصاحبه نوروزی تلویزیون پن با تک ستاره موزیک پاپ لیلا فروهر ...

بر گرفته از سایت شمیم

نوشته شده توسط babak در ساعت 19:40 | لینک  |